آناتومی کلیه
کلیهها هر روز حدود ۱۸۰ لیتر مایع را از خون جدا میکنند، اما فقط یک تا یکونیم لیتر آن به شکل ادرار از بدن خارج میشود. آناتومی کلیه نشان میدهد این کار دقیق در کدام جایگاه، با چه ساختاری و به دست کدام واحدهای میکروسکوپی انجام میشود.
کلیهها یک جفت اندام لوبیاییشکل هستند که پشت صفاق و در دو طرف ستون فقرات، تقریباً بین مهرههای T12 تا L3 قرار دارند. هر کلیه حدود ۱۰ تا ۱۲ سانتیمتر طول دارد و از سه بخش اصلی تشکیل شده است: قشر (کورتکس)، مدولا و لگنچه. هر کلیه حدود یک میلیون نفرون دارد و خونش را از سرخرگ کلیوی میگیرد که مستقیم از آئورت شکمی جدا میشود.
اگر دانشجو، پرستار، تکنسین آزمایشگاه یا فقط خوانندهای کنجکاو هستید، این راهنمای آناتومی کلیه، ساختار آن را از موقعیت و شکل بیرونی تا نفرون، رگها و عصبدهی مرور میکند. سه جدول کاربردی، دو سناریوی ساده و چند نکته که در منابع فارسی کمتر دیده میشود هم در ادامه آمده است.
آناتومی کلیه چیست و چه کاربردی دارد؟
آناتومی کلیه یعنی شناخت دقیق جایگاه، شکل، لایهها و اجزای داخلی این اندام، همراه با ارتباط آن با رگها، اعصاب و اندامهای مجاور. این دانش فقط برای امتحان نیست. رادیولوژیست با آن سونوگرافی و سیتیاسکن را تفسیر میکند، جراح مسیر دسترسی به کلیه را انتخاب میکند و نفرولوژیست محل آسیب را دنبال میکند. در کلاسهای آموزشی هم همین شناخت معمولاً با اطلس تصویری و مدل سهبعدی تثبیت میشود.
تعریف و اجزای اصلی
ساختار کلیه را میشود در چهار گروه خلاصه کرد: لایههای پوشاننده (کپسول فیبروزی و چربی اطراف)، بافت اصلی (قشر و مدولا)، مسیر ادرار (کالیسها، لگنچه و حالب) و شبکه رگ و عصبی که از ناف کلیه عبور میکند. کارکرد کلیه هم فقط تصفیه خون نیست؛ این اندام چند وظیفه را همزمان انجام میدهد:
• دفع اوره، کراتینین و سایر مواد زائد از خون
• تنظیم حجم مایعات، سدیم، پتاسیم و سایر الکترولیتها
• کنترل فشار خون از راه رنین و سامانه رنین–آنژیوتانسین–آلدوسترون
• تولید اریتروپویتین برای ساخته شدن گلبول قرمز
• فعالسازی ویتامین D برای جذب کلسیم و سلامت استخوان
• حفظ تعادل اسید و باز (pH) خون
جدول زیر مهمترین مشخصات کلیه را یکجا نشان میدهد.

جدول ۱: آناتومی کلیه در یک نگاه
|
ویژگی |
مقدار یا توضیح |
|
شکل |
لوبیایی؛ یک جفت اندام |
|
جایگاه |
پشت صفاق، دو سوی ستون فقرات، تقریباً از T12 تا L3 |
|
طول × عرض × ضخامت |
حدود ۱۰ تا ۱۲ × ۵ تا ۷ × ۳ سانتیمتر |
|
وزن در بزرگسال |
حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ گرم |
|
تعداد نفرون |
حدود یک میلیون در هر کلیه |
|
جریان خون |
حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد برونده قلب |
|
فیلتراسیون روزانه |
حدود ۱۸۰ لیتر |
|
ادرار روزانه |
حدود یک تا یکونیم لیتر |
|
تفاوت دو سمت |
کلیه راست کمی پایینتر؛ کلیه چپ کمی بزرگتر |
اجزای اصلی و ساختار آناتومی کلیه
موقعیت آناتومیک کلیهها
اگر کف دستها را روی کمر و درست زیر آخرین دندهها بگذارید، تقریباً بالای جایی هستید که کلیهها قرار دارند. در بیشتر افراد، بالای کلیه همسطح مهره T12 و پایین آن حدود مهره L3 است و ناف کلیه تقریباً در سطح L1 تا L2 قرار میگیرد. قفسه دندههای یازدهم و دوازدهم بخش بالایی کلیهها را میپوشاند. کلیهها ثابت هم نیستند: با هر دم عمیق حدود ۲ تا ۳ سانتیمتر به پایین میلغزند و با بازدم بالا میآیند.
هر کلیه در سمت راست و چپ بدن قرار گرفته است و معمولاً کلیه راست کمی پایینتر از کلیه چپ قرار دارد. این تفاوت ارتفاع ناشی از وجود کبد در سمت راست بدن است که فضای بیشتری را اشغال کرده و باعث میشود کلیه راست حدود یک بند انگشت پایینتر از کلیه چپ قرار گیرد. این اختلاف موقعیت از لحاظ بالینی اهمیت دارد، زیرا در تصویربرداری پزشکی و تشخیص آسیبهای کلیوی باید در نظر گرفته شود.
کلیهها روی عضلات عمقی دیواره خلفی شکم، یعنی پسواس بزرگ، مربع کمری و عرضی شکم، قرار میگیرند. از جلو، کلیه راست با کبد، دوازدهه و خم راست کولون در تماس است و کلیه چپ با معده، طحال، دم لوزالمعده و خم چپ کولون. غده فوقکلیه مثل یک کلاه کوچک روی قطب بالایی هر کلیه نشسته است. در سیتیاسکن و سونوگرافی، همین همجواریها به تشخیص سمت و محل آسیب کمک میکنند.
کلیهها از طریق هیلوم کلیه، که یک شکاف مرکزی در سطح مدیال کلیه است، به لگنچه کلیه، عروق خونی، لنفاتیکها و اعصاب متصل میشوند. این محل، در واقع نقطه ورود و خروج کلیه است و در جراحیها و تصویربرداریها اهمیت ویژهای دارد.
ساختار بیرونی کلیه: شکل، اندازه و لایههای پوشاننده
از نظر شکل، کلیهها لوبیایی و بیضی مانند هستند و معمولاً طول آنها بین ۱۰ تا ۱۲ سانتیمتر، عرض حدود ۵ تا ۷ سانتیمتر و ضخامت تقریبی ۳ سانتیمتر است. این ابعاد ممکن است با توجه به سن، جنسیت، وضعیت فیزیکی فرد و شرایط محیطی تغییر کند. کلیهها در بزرگسالان معمولاً وزنی در حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ گرم دارند. تفاوتهای جزئی در اندازه و وزن بین کلیه راست و چپ وجود دارد، که کلیه چپ معمولاً کمی بزرگتر و سنگینتر است.
از داخل به خارج، کلیه با چند لایه پوشانده میشود: کپسول فیبروزی که مستقیم روی بافت کلیه چسبیده است، چربی دور کلیه (پرینفریک)، فاسیای کلیوی (جروتا) و در نهایت چربی پشتصفاقی (پارانفریک). یعنی چربی دور کلیه بیرون از کپسول فیبروزی قرار دارد، نه زیر آن. همین چیدمان لایهای هم ضربهگیر است و هم کلیه را در جای خود نگه میدارد.
یک ویژگی مهم در ساختار بیرونی کلیهها، هیلوم کلیه است. هیلوم یک شکاف مرکزی در سطح مدیال کلیه است که به عنوان نقطه ورود و خروج عروق خونی، اعصاب و مجاری ادراری عمل میکند. سرخرگ کلیوی وارد کلیه شده و سیاهرگ کلیوی خون تصفیه شده را خارج میکند. علاوه بر آن، لگنچه کلیه نیز از طریق هیلوم به حالب متصل میشود تا ادرار تولید شده از نفرونها به سیستم ادراری تحتانی هدایت شود. موقعیت هیلوم دقیق و محافظت شده اهمیت بسیار زیادی دارد، زیرا کوچکترین فشار یا آسیب به این نقطه میتواند جریان خون یا خروج ادرار را مختل کند و منجر به اختلال عملکرد کلیه شود.
سطح بیرونی کلیهها معمولاً دارای دو بخش مشخص به نامهای سطح مدیال و سطح لترال است. سطح مدیال، جایی که هیلوم قرار دارد، کمی فرو رفته و امکان اتصال عروق و لگنچه را فراهم میکند. سطح لترال کلیه، بر خلاف سطح مدیال، بیشتر محدب و برجسته است و به عنوان سطح بیرونی قابل لمس در تصویربرداریها یا جراحیها شناخته میشود.
یکی دیگر از ویژگیهای مهم ساختار بیرونی کلیه، محل اتصال لیگامانها و بافتهای نگهدارنده است. کلیهها به وسیله فاسیا رنال و بافت چربی احاطه شدهاند که علاوه بر حمایت مکانیکی، امکان حرکت جزئی کلیهها در حین تنفس و تغییر وضعیت بدن را فراهم میکنند. این جابجایی جزئی طبیعی است و در شرایط فیزیولوژیک هیچ اختلالی در عملکرد کلیه ایجاد نمیکند.

ساختار داخلی کلیه: قشر، مدولا و لگنچه
اگر کلیه را از وسط برش دهیم، سه ناحیه دیده میشود. قشر (کورتکس) لایه بیرونی و روشنتر است و گلومرولها در آن قرار دارند. مدولا بخش داخلیتر و تیرهتر است و از ۸ تا ۱۸ هرم مدولاری (هرمهای مالپیگی) ساخته میشود. بخشهایی از قشر که میان هرمها فرو رفتهاند، ستونهای کلیوی (برتن) نام دارند و رأس هر هرم، یعنی پاپیلا، ادرار را به یک کالیس کوچک میریزد.
ادرار از کالیسهای کوچک به کالیسهای بزرگ و بعد به لگنچه میرسد. لگنچه ساختاری قیفیشکل است که از ناف کلیه بیرون میآید و به حالب میپیوندد. این مسیر در سنگ کلیه اهمیت دارد، چون سنگها اغلب در کالیسها یا لگنچه شکل میگیرند و هنگام عبور در باریکترین نقاط حالب گیر میکنند.
جدول ۲: بخشهای داخلی در آناتومی کلیه و نقش آنها
|
بخش |
جایگاه |
نقش اصلی |
اهمیت بالینی |
|
قشر (کورتکس) |
زیر کپسول فیبروزی |
محل گلومرولها و فیلتراسیون |
درگیری در بیماریهای گلومرولی |
|
مدولا (هرمها) |
عمیقتر از قشر |
حلقه هنله و لولههای جمعکننده؛ تغلیظ ادرار |
نکروز پاپیلا (مثلاً در مصرف مزمن مسکنها) |
|
کالیس کوچک و بزرگ |
رأس هرمها |
جمعآوری ادرار |
محل شکلگیری یا گیر کردن سنگ |
|
لگنچه |
ناف کلیه |
قیف انتقال ادرار به حالب |
اتساع (هیدرونفروز) در انسداد |
|
ناف کلیه |
سطح داخلی کلیه |
مسیر عبور رگ، عصب و حالب |
نقطه حساس در جراحی |
|
کپسول و فاسیا |
بیرونیترین لایهها |
حفاظت و تثبیت کلیه |
افتادگی کلیه در کاهش شدید چربی |
نفرون: واحد ساختاری و عملکردی کلیه
در آناتومی کلیه، نفرونها یکشکل نیستند. حدود ۸۵ درصد آنها قشریاند و حلقه هنله کوتاهتری دارند؛ حدود ۱۵ درصد هم کنار مدولا قرار میگیرند (جوکستامدولاری) و حلقه بلندشان تا عمق مدولا میرود و بیشترین نقش را در تغلیظ ادرار دارد. در پاراگرافهای زیر، قطعههای نفرون را به ترتیب مسیر مایع فیلترشده مرور میکنیم.
گلومرول شبکهای از مویرگهای کوچک است که وظیفه اصلی آن فیلتراسیون خون است. خون از طریق سرخرگچه آوران وارد گلومرول میشود و تحت فشار هیدرواستاتیک، پلاسمای خون به داخل کپسول بومن هدایت میشود. این فرآیند باعث میشود که مواد زائد مانند اوره، کراتینین و یونهای اضافی از خون جدا شوند، در حالی که سلولهای خونی و پروتئینهای بزرگ در خون باقی میمانند. فیلتر شدن در گلومرول اولین و حیاتیترین مرحله در تشکیل ادرار است و هر گونه اختلال در این مرحله میتواند به نارسایی کلیوی یا بیماریهای مزمن منجر شود.
پس از فیلتر شدن خون، مایع اولیه وارد کپسول بومن میشود. این کپسول مانند یک محفظه جمعآوری عمل میکند و مایع فیلتر شده را به لولههای نفرونی هدایت میکند. کپسول بومن دارای دو لایه است؛ لایه داخلی که سلولهای پودوسیت را دارد و مستقیماً گلومرول را پوشش میدهد و لایه خارجی که به لایههای بافتی کلیه متصل است. این ساختار دقیق باعث میشود که فقط مواد خاص و مورد نیاز از خون عبور کرده و سایر اجزا در خون باقی بمانند.
لوله پروگزیمال که از کپسول بومن شروع میشود، محل بازجذب بیشتر مواد مفید مانند گلوکز، اسید آمینهها و یونهای ضروری است. در این بخش، حدود ۶۵ تا ۷۵ درصد آب و مواد محلول فیلتر شده به خون بازگردانده میشود. عملکرد لوله پروگزیمال برای حفظ تعادل مایعات و الکترولیتها در بدن حیاتی است و هر گونه اختلال در آن میتواند باعث کمآبی، افزایش سموم یا عدم تعادل الکترولیتها شود.
حلقه هنله بخش بعدی نفرون است که به شکل یک U کشیده شده و در مدولا کلیه قرار دارد. این حلقه وظیفه دارد تا غلظت ادرار را تنظیم کند و آب و یونها را بازجذب نماید. بخش نزولی حلقه هنله عمدتاً قابلیت عبور آب دارد، در حالی که بخش صعودی عبور آب محدود است و بیشتر در بازجذب یونها مانند سدیم و کلر فعالیت میکند. هماهنگی دقیق بین بخشهای مختلف حلقه هنله باعث میشود که ادرار نهایی از لحاظ غلظت و حجم بهینه باشد و به حفظ تعادل مایعات بدن کمک کند.
پس از حلقه هنله، لوله دیستال وارد عمل میشود. این بخش مسئول تنظیم دقیق سطح الکترولیتها و PH ادرار است و تحت تأثیر هورمونهایی مانند آلدوسترون و آنتیدیورتیک قرار دارد. لوله دیستال نیز بخشی از مواد مورد نیاز بدن را بازجذب کرده و مواد زائد باقی مانده را برای دفع نهایی آماده میکند.
در نهایت، لوله جمعکننده ادرار نهایی را از چندین نفرون جمعآوری کرده و آن را به لگنچه کلیه هدایت میکند. لولههای جمعکننده نیز تحت تأثیر هورمون ضد ادراری (ADH) عمل بازجذب آب را انجام میدهند و به تنظیم حجم و غلظت ادرار کمک میکنند. این هماهنگی بین نفرونها و لوله جمعکننده، پایه عملکرد کلیه در تنظیم تعادل مایعات و دفع مواد زائد است.
اگر این مسیر را به عدد برگردانیم: فیلتراسیون گلومرولی (GFR) در فرد سالم حدود ۱۲۵ میلیلیتر در دقیقه است، یعنی حدود ۱۸۰ لیتر در روز. بیش از ۹۸ درصد این حجم بازجذب میشود و فقط حدود یک تا یکونیم لیتر ادرار میماند. به همین دلیل آزمایشهای کراتینین و eGFR، به جای دیدن مستقیم ساختار، میزان کار نفرونها را اندازه میگیرند.
عروق خونی کلیه
در آناتومی کلیه، شبکه رگها فقط وظیفه تغذیه ندارد؛ بخشی از ماشین فیلتراسیون است. هر سرخرگچه آوران مستقیم به یک گلومرول میرسد و خونرسانی کلیه حدود یکچهارم برونده قلب را میگیرد.
سرخرگ کلیوی منبع اصلی خون ورودی به کلیهها است و از شاخههای آئورت شکمی منشعب میشود. این سرخرگ با عبور از هیلوم کلیه وارد ساختار داخلی شده و به شاخههای کوچکتری تقسیم میشود که به تمام بخشهای کلیه خونرسانی میکنند. سرخرگهای کوچکتر شامل سرخرگچههای آوران هستند که به گلومرول میروند و فشار خون مناسب برای فیلتراسیون را ایجاد میکنند.
خون پس از ورود به ناف، این مسیر را میرود: سرخرگهای قطعهای، بینلوبی، قوسی و بینلوبولی، سپس سرخرگچه آوران، گلومرول و سرخرگچه وابران. بعد از گلومرول، خون وارد مویرگهای دور لولهای (پریتوبولار) میشود و در مدولا به رگهای مستقیم (وازا رکتا) میرسد؛ همین رگهای مستقیم شیب غلظت لازم برای تغلیظ ادرار را حفظ میکنند.
پس از عبور خون از مویرگهای پیرامون نفرونها، جریان خون از طریق سیاهرگهای کوچک به سیاهرگ کلیوی اصلی هدایت میشود. این سیاهرگها در نهایت خون تصفیه شده را به وینا کاوا تحتانی بازمیگردانند تا به جریان عمومی خون بدن ملحق شود. هماهنگی بین جریان خون ورودی و خروجی برای حفظ فشار خون مناسب و عملکرد موثر فیلتراسیون ضروری است.
تنظیم جریان خون کلیوی تحت تأثیر چند مکانیسم قرار دارد. سیستم عصبی سمپاتیک میتواند با تغییر قطر سرخرگها، جریان خون را کاهش یا افزایش دهد. علاوه بر آن، هورمونهایی مانند رنین و آنژیوتانسین با تنظیم فشار خون و بازجذب سدیم، نقش کلیدی در کنترل جریان خون کلیه دارند. این مکانیسمها تضمین میکنند که حتی در شرایط تغییر فشار خون یا حجم مایعات بدن، فیلتراسیون و عملکرد کلیه بهینه باقی بماند.
نکته مهم دیگر در ساختار عروق کلیوی، تقسیمبندی دقیق جریان خون به بخشهای قشر و مدولا است. قشر کلیه به دلیل تراکم بالای گلومرولها، نیاز به خونرسانی بیشتری دارد، در حالی که مدولا بیشتر برای عملکرد حلقه هنله و لولههای جمعکننده خون دریافت میکند. این تقسیمبندی به کلیه اجازه میدهد تا به صورت کارآمد و هدفمند مواد زائد را تصفیه کند و تعادل آب و الکترولیتها را حفظ نماید.
عصبدهی به کلیه
شاخههای سمپاتیک عصبدهی کلیه عمدتاً از گانگلیونهای سیمپاتیک شکمی و شبکه کلیوی منشعب میشوند. این اعصاب به سرخرگهای کوچک و گلومرولها متصل هستند و قادرند با تغییر قطر رگها، جریان خون کلیوی و فشار فیلتراسیون گلومرولی را تنظیم کنند. فعالیت سمپاتیک افزایش یافته باعث انقباض سرخرگچههای آوران و کاهش جریان خون گلومرولی میشود که در شرایط کمبود حجم خون یا شوک، به حفظ فشار خون سیستمیک کمک میکند. همچنین این مکانیسم باعث کاهش تولید ادرار و حفظ آب بدن در شرایط بحرانی میگردد.
اعصاب کلیه علاوه بر تنظیم جریان خون، در کنترل ترشح هورمونها و آنزیمها نقش دارند. به عنوان مثال، فعالیت سمپاتیک بر ترشح رنین از سلولهای Juxtaglomerular تأثیر مستقیم دارد. رنین به نوبه خود باعث فعال شدن سیستم رنین-آنژیوتانسین-آلدوسترون شده و فشار خون و تعادل سدیم و آب را تنظیم میکند. این ارتباط بین عصبدهی و سیستم هورمونی نشاندهنده اهمیت حیاتی کنترل عصبی کلیه در حفظ هومئوستازی بدن است.
نکته مهم درباره منبع عصبدهی این است که اعصاب کلیه عمدتاً سمپاتیکاند و سهم پاراسمپاتیک (عصب واگ) در کلیه بسیار محدود است. ارتباط مثانه با دستگاه پاراسمپاتیک لگنی (S2 تا S4) را نباید با عصبدهی خود کلیه اشتباه گرفت.
علاوه بر کنترل جریان خون و ترشح هورمونها، عصبدهی کلیه در پاسخ به درد و آسیبهای کلیوی نیز نقش دارد. گیرندههای حسی موجود در کلیه میتوانند پیامهای درد را به سیستم عصبی مرکزی ارسال کنند و علائم بالینی مانند درد پهلو، اسپاسم و حساسیت به لمس ایجاد کنند. این مکانیسم به پزشکان کمک میکند تا آسیب یا بیماری کلیوی را شناسایی و محل آسیب را تخمین بزنند.
کلیه با قلب، ریه و استخوان چه ارتباطی دارد؟
یکی از مهمترین ارتباطات، ارتباط کلیه با قلب و سیستم گردش خون است. کلیهها با تنظیم حجم مایعات بدن، فشار خون و تعادل الکترولیتها، نقش مستقیم در عملکرد قلب و عروق دارند. کلیهها از طریق ترشح هورمون رنین و فعالسازی سیستم رنین-آنژیوتانسین-آلدوسترون (RAAS) فشار خون را تنظیم میکنند. کاهش جریان خون به کلیهها موجب افزایش ترشح رنین میشود که باعث تنگ شدن رگها و افزایش فشار خون میگردد. این مکانیسم تضمین میکند که حتی در شرایط کمبود مایعات، خونرسانی به اندامهای حیاتی حفظ شود.
کلیهها با کبد نیز در تعامل مستقیم هستند. کبد مسئول متابولیسم مواد زائد و سموم است و بسیاری از این مواد توسط خون به کلیهها هدایت میشوند تا از طریق ادرار دفع گردند. اختلال در عملکرد یکی از این دو اندام میتواند به افزایش سموم خون و آسیب متقابل به دیگر اندامها منجر شود. علاوه بر آن، کبد و کلیهها با هم در متابولیسم داروها و هورمونها همکاری میکنند، به طوری که تغییر در عملکرد کلیهها میتواند نیاز به تغییر دوز داروها را ایجاد کند.
علاوه بر رنین، کلیهها دو واسطه مهم دیگر هم میسازند یا فعال میکنند. اریتروپویتین مغز استخوان را به تولید گلبول قرمز تحریک میکند و کلیه ویتامین D را به شکل فعال آن، یعنی کلسیتریول، تبدیل میکند. برای همین در نارسایی مزمن کلیه، کمخونی و مشکلات استخوانی هم دیده میشود.
ارتباط کلیهها با ریهها نیز از طریق تنظیم تعادل اسید-باز بدن برقرار میشود. کلیهها با بازجذب یونهای بیکربنات و دفع یونهای هیدروژن، PH خون را تنظیم میکنند و به این ترتیب عملکرد تنفسی و تعادل گازهای خون بهینه میشود. این همکاری بین کلیه و ریه تضمین میکند که تعادل اسید-باز بدن حتی در شرایط تغییر متابولیک حفظ شود.

چطور ساختار کلیه را از روی تصویر و مولاژ یاد بگیریم؟
یادگیری آناتومی کلیه با حفظ کردن فهرستها سخت میشود و با پیدا کردن «نقطه شروع» آسان. این پنج قدم برای دانشجویان و کادر درمان جواب میدهد:
1. از ناف شروع کنید: رگها و لگنچه همه از همین شکاف میگذرند و جهتیابی در تصویر را ساده میکنند.
2. ترتیب «سیاهرگ، سرخرگ، لگنچه» را از جلو به عقب به خاطر بسپارید.
3. در مقطع کلیه ابتدا قشر و مدولا را برچسب بزنید، بعد هرمها و ستونهای کلیوی و در پایان کالیسها و لگنچه را.
4. در سونوگرافی، قشر معمولاً روشنتر از هرمها دیده میشود و ناحیه مرکزی کلیه (سینوس) پرنور است.
5. برای تشخیص سمت، کلیه راست را کنار کبد و کلیه چپ را کنار طحال پیدا کنید.
سناریو: فرض کنید در امتحان عملی آناتومی کلیه، یک مولاژ بدون برچسب جلوی شما میگذارند و میپرسند: «سرخرگ کلیوی کدام است؟» اگر فقط رنگها را حفظ کرده باشید، گیج میشوید. اما اگر قاعده «سیاهرگ، سرخرگ، لگنچه از جلو به عقب» را بدانید، رگ جلویی را سیاهرگ، رگ میانی را سرخرگ و ساختار عقبی را لگنچه تشخیص میدهید. یک قاعده ساده، سه پاسخ درست.
برای تمرین این ترتیب، مولاژ کلیه کمک بزرگی است؛ چون جایگاه ناف، قشر، مدولا و لگنچه را روی یک مدل سهبعدی میشود دید و لمس کرد. در آریاطب مدلهای آموزشی برای کلاس، مطب و آزمایشگاه عرضه میشود.
نکات کمتر شناختهشده درباره آناتومی کلیه
• حدود یکچهارم افراد بیش از یک سرخرگ کلیوی دارند (سرخرگ کلیوی فرعی)؛ این تنوع در جراحی و پیوند اهمیت دارد.
• کلیه نعلاسبی، که در آن قطب پایینی دو کلیه به هم میچسبد، در حدود یک نفر از هر ۵۰۰ نفر دیده میشود و اغلب بیعلامت است.
• سرخرگ کلیوی راست بلندتر است و از پشت ورید اجوف تحتانی میگذرد؛ در مقابل، سیاهرگ کلیوی چپ بلندتر است و از جلوی آئورت عبور میکند.
• در پیوند کلیه، کلیه جدید معمولاً در حفره ایلیاک (لگن) گذاشته میشود و کلیههای اصلی در جای خود میمانند.
• کلیهها کمتر از نیم درصد وزن بدن را دارند، اما حدود یکچهارم برونده قلب را دریافت میکنند.
بیماریهای کلیه و ارتباط آنها با آناتومی کلیه
بر پایه مطالعه بار جهانی بیماریها (GBD 2023) که در مجله لنست منتشر شد، حدود ۷۸۸ میلیون بزرگسال در جهان بیماری مزمن کلیه داشتند و شیوع استانداردشده آن حدود ۱۴٫۲ درصد بود؛ منطقه شمال آفریقا و خاورمیانه با حدود ۱۸ درصد بالاترین رقم را داشت. دانستن اینکه هر بیماری کدام بخش ساختار کلیه را هدف میگیرد، تشخیص و پیگیری را سادهتر میکند.
جدول ۳: بیماریهای رایج، بخش درگیر و نشانه هشداردهنده در آناتومی کلیه
|
بیماری |
بخش درگیر |
نشانه هشداردهنده |
|
بیماری مزمن کلیه (CKD) |
نفرونها و گلومرولها |
تورم پا، خستگی، فشار خون بالا؛ در مراحل اول اغلب بیعلامت |
|
آسیب حاد کلیه (AKI) |
گلومرول، لولهها یا خونرسانی |
کاهش ناگهانی حجم ادرار |
|
پیلونفریت |
لگنچه و بافت کلیه |
تب، درد پهلو، سوزش ادرار |
|
سنگ کلیه |
کالیسها، لگنچه و حالب |
درد شدید پهلو که به کشاله ران میرود |
|
گلومرولونفریت |
گلومرولها |
ادرار قرمز یا قهوهای، کف ادرار، تورم صورت |
|
کلیه پلیکیستیک |
قشر و مدولا |
درد پهلو، فشار خون بالا، بزرگ شدن کلیه |
یکی از شایعترین اختلالات، بیماریهای مزمن کلیوی (CKD) است که با کاهش تدریجی عملکرد کلیه همراه است. این بیماری معمولاً در اثر دیابت، فشار خون بالا، التهاب مزمن کلیه یا آسیبهای عروقی ایجاد میشود. در مراحل اولیه، بیماری ممکن است علامتی نداشته باشد، اما با پیشرفت، علائمی مانند تورم اندامها، افزایش فشار خون، خستگی و کاهش ادرار مشاهده میشود. تشخیص زودهنگام و کنترل عوامل خطر، از جمله کنترل دیابت و فشار خون، رژیم غذایی مناسب و داروهای محافظ کلیه، میتواند از پیشرفت بیماری جلوگیری کند.
عفونتهای کلیوی نیز از جمله اختلالات رایج هستند که میتوانند به صورت حاد یا مزمن بروز کنند. شایعترین نوع آن، پیلونفریت است که معمولاً ناشی از باکتریهای ادراری و گاهی به دلیل انسداد حالب یا سنگ کلیه ایجاد میشود. علائم این بیماری شامل درد پهلو، تب، سوزش ادرار و افزایش دفعات ادرار است. درمان عفونت کلیه نیازمند آنتیبیوتیک مناسب و در برخی موارد اقدامات جراحی برای رفع انسداد یا سنگها است.
سنگهای کلیه نیز یکی از اختلالات شایع هستند که با تجمع کریستالهای معدنی در داخل کلیه یا حالب ایجاد میشوند. این اختلال میتواند باعث انسداد جریان ادرار، درد شدید و آسیب به بافت کلیه شود. عوامل ایجاد سنگ شامل کمآبی، رژیم غذایی نامتعادل، اختلالات متابولیک و عوامل ژنتیکی است. تشخیص و درمان سنگهای کلیه با استفاده از تصویربرداری، داروها و در موارد شدید، جراحی یا روشهای سنگشکنی انجام میشود.
یکی دیگر از بیماریهای مهم، نارسایی حاد کلیه (AKI) است که به صورت ناگهانی و بر اثر کاهش جریان خون به کلیه، آسیب به نفرونها یا انسداد مسیر ادراری رخ میدهد. این بیماری باعث کاهش تولید ادرار، تجمع سموم در خون و اختلال در تعادل مایعات و الکترولیتها میشود. نارسایی حاد کلیه معمولاً قابل برگشت است، اما در صورت درمان نشدن به موقع، میتواند به نارسایی مزمن منجر شود.
اختلالات گلومرولی نیز بخش مهمی از بیماریهای کلیوی هستند. این اختلالات شامل التهاب یا آسیب گلومرولها میشود و میتواند باعث پروتئینوری، هماتوری و کاهش توانایی فیلتراسیون گردد. عواملی مانند عفونتها، بیماریهای خودایمنی و اختلالات ژنتیکی میتوانند زمینهساز این نوع بیماریها باشند. درمان شامل داروهای ضد التهابی، کنترل فشار خون و درمان بیماریهای زمینهای است.
سناریو: فرض کنید فردی ناگهان دچار دردی شدید در پهلو میشود که کمکم به پایین شکم و کشاله ران میرود. این مسیر تصادفی نیست؛ سنگ در حالب پیش میرود و درد هم مسیر حالب را دنبال میکند (کولیک کلیوی)؛ مسیری که در آناتومی کلیه و مجاری ادراری کاملاً قابل پیشبینی است. اگر درد با تب و لرز، ناتوانی در دفع ادرار یا ادرار خونی همراه باشد، مراجعه فوری به پزشک لازم است.
پیشگیری از بیشتر این مشکلات از عادتهای ساده شروع میشود: نوشیدن آب کافی، کنترل فشار خون و قند خون، پرهیز از مصرف خودسرانه و طولانیمدت مسکنهای ضدالتهاب و آزمایش دورهای ادرار و کراتینین در افراد پرخطر.

جمعبندی آناتومی کلیه
ساختار کلیه از بیرون به داخل منظم است: کپسول و چربی، قشر، مدولا، کالیسها و لگنچه؛ و واحد کار آن، یعنی نفرون، از فیلتراسیون تا تغلیظ ادرار را انجام میدهد. وقتی موقعیت، رگها و ارتباط کلیه با اندامهای دیگر را کنار هم بگذارید، آناتومی کلیه از یک فهرست اصطلاح به یک نقشه کاربردی تبدیل میشود.
اگر برای کلاس، مطب یا آزمایشگاه خود دنبال یک مولاژ کلیه مناسب هستید، کارشناسان آریاطب در انتخاب مدل و پاسخ به سؤالهای شما کمک میکنند. همین حالا با شماره 02166490503 تماس بگیرید.
پرسشهای متداول درباره آناتومی کلیه
کلیهها دقیقاً کجای بدن هستند؟
دو طرف ستون فقرات، پشت صفاق و زیر قفسه دندهها، تقریباً بین مهرههای T12 تا L3. کلیه راست کمی پایینتر از کلیه چپ قرار دارد.
چرا کلیه راست پایینتر از کلیه چپ است؟
کبد در سمت راست فضای بیشتری میگیرد و کلیه راست را حدود یک بند انگشت پایینتر میراند.
هر کلیه چند نفرون دارد؟
به طور متوسط حدود یک میلیون نفرون؛ این عدد از فردی به فرد دیگر کمی تفاوت دارد.
اندازه و وزن طبیعی کلیه در بزرگسال چقدر است؟
طول حدود ۱۰ تا ۱۲ سانتیمتر، عرض ۵ تا ۷ سانتیمتر، ضخامت حدود ۳ سانتیمتر و وزن حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ گرم.
آیا میشود با یک کلیه زندگی کرد؟
بله، بسیاری از افراد با یک کلیه سالم زندگی عادی دارند؛ کلیه باقیمانده بزرگتر میشود و کار بیشتری انجام میدهد، اما پیگیری منظم پزشکی لازم است.